به گزارش اطلاعات آنلاین، سعید راد در آبان ۱۳۲۳ در تهران و در محله سنگلج متولد شد. سایه سیاست از کودکی بر زندگیاش سنگینی میکرد؛ پدرش از اعضای سازمان نظامی حزب توده بود که در کودکی سعید در جریان یک پرواز آزمایشی سقوط کرد و جان باخت. او سالهای رشد خود را در شمیران و در کوچهای گذراند که همسایه نامهای بزرگی چون نیما یوشیج و جلال آلاحمد بود.
ورود او به دنیای حرفهای با سینما شروع نشد. رشته ورزشی تخصصی او بولینگ بود، در این رشته به مقام قهرمانی رسید و پاتوقش بولینگ عبده بود. تقدیر اما مسیر او را تغییر داد؛ آشنایی با محمد زریندست و تشویقهای امیر نادری او را به سوی سینما کشاند. با بازی در فیلمهایی مانند «خداحافظ رفیق» و درخشش در نقش علی خوشدست در فیلم «تنگنا»، خیلی زود به چهرهای محبوب سینما تبدیل شد که در کمتر از یک دهه در دهها فیلم جریانساز ایفای نقش کرد.
پس از انقلاب اسلامی، سعید راد برخلاف بسیاری از ستارههای همنسل خود توانست فعالیتش را ادامه دهد و با بازی در فیلم «عقابها» در سال ۱۳۶۳ به اوج شهرت و رکوردشکنی در گیشه رسید. اما دیری نگذشت که موانع و ممنوعالفعالیتی، او را ناچار به ترک وطن کرد.
هفده سال زندگی در غربت -از لاهور و هند تا کانادا و آمریکا- برای بازیگری که نامش با پرده سینمای ایران گره خورده بود، آسان نبود. او برای امرار معاش به کارهای سختی همچون رانندگی و تحویل غذا تن داد، اما هرگز اصالت خود را نفروخت. او در غربت نیز ارتباط خود را با هنر قطع نکرد و با اجرای تئاتر و پیگیری سینمای جهان، روحیه خود را زنده نگه داشت.
بازگشت به وطن
سعید راد در سال ۱۳۸۰ به ایران بازگشت تا بار دیگر به خانهاش یعنی سینما و تلویزیون قدم بگذارد. او بازگشت خود به پرده سینما را با بازی در فیلم «دوئل» به کارگردانی احمدرضا درویش آغاز کرد. چند سال بعد، یکی از برجستهترین نقشآفرینیهای او در تلویزیون با سریال «در چشم باد» رقم خورد. او خود درباره چگونگی ورودش به این پروژه و دشواریهای بازی در نقش رضاشاه چنین خاطره تعریف میکند: «فیلم سینمایی جادههای سرد به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی را در سال ۱۳۸۵ دیدم. فیلم تدوین خوبی داشت و جوزانی تصویر را به خوبی میشناخت. وقتی که به من زنگ زدند و برای بازی در نقش رضاشاه دعوت شدم، به دفتر آقای جوزانی رفتم. آقای جوزانی از من خواست که رضاشاه را کلیشهای بازی نکند و با شیوه، روش و معیارهای خودم به ایفا نقش بپردازم.
سه روز پایانی حکومت رضاشاه خیلی حساس بود و این، مرا برای بازی در این نقش وسوسه کرد و در نهایت آن را پذیرفتم. بازی در نقش رضاشاه به دلیل ویژگیهای خاص این شخصیت تاریخی بسیار سخت بود و در همان ابتدا متوجه شدم که نمیشود با این نقش شوخی کرد. رضاشاه در سه روز پایانی حکومت خود که با بازی من در این مجموعه تلویزیونی به نمایش درآمد، از روحیات خاصی برخوردار شده بود، از این رو برای نزدیک شدن به چنین روحیهای، حدود هفت جلد کتاب تاریخی را که به زندگی او میپرداخت، مطالعه کردم.»
او در سالهای بعد نیز با بازی در آثار دیگری از جمله فیلم «چ» در نقش تیمسار فلاحی، نشان داد که سن و سال چیزی از عیار حرفهای بودن و جدیت او در کار کم نکرده است.
این هنرمند پیشکسوت پس از یک دوره بیماری و رنج ناشی از جراحیهای ناموفق در تابستان ۱۴۰۳ در ۷۹ سالگی درگذشت و در خاک وطن آرام گرفت.